دلتنگتم لعنتی

دلتنگتم لعنتی

پرم از حس خوشبختی 

باتو آسون میشه سختی 

باتو آروم میشه قلبم 

چه خوبه که تو هستی 

الان با فروغ داریم این آهنگ رو گوش میدیم. نمیدونم از صبح چرا اینقدر بهم ریختم. پر از بغضم.  یعنی میدونماااااا . یجوریمه. صبح که یکم دیر بهم زنگ زدی. خیلی بهم ریختم. ته دلم خالی شد. نمیدونم چراااااااا. با اینکه سلام گروهیتو دادی و این یعنی اینکه گرفتاری و در اولین فرصت تماس میگیری. اما من بهم ریختم.  

بذار از چهارشنبه برات بنویسم که اومدی از کارخونه ودیدمت. چقدر دلتنگ بوسیدنت و بوئیدنت بودم. بهم گفتی پنجشنبه صبح میام دنبالت میریم باهم بیرون. صبح پنجشنبه با یکم تاخیر اومدی. اومدی باهم رفتیم بقول قدیمیا چرخ چرخ عباسی. رفتیم تو یه مرکز خرید  و با هم شروع به قدم زدن کردیم. سکوت، آرامش و اینکه تو چقدر دلت میخواست یه چیزی برای من بخری. اما من واقعااااااا دلم نمیخواست. دلم تو رو میخواست. تویی که اینهمه مدت نداشتمت و کمت دارم.  

رفتیم با هم نشستیم تو یه کافی شاپ، کلی حال کردم. تو درست روبروی من. یکم سر به سرت گذاشتم. چند تا عکس ازت گرفتم. چند تا عکس ازم گرفتی. چند تا عکس دو نفره گرفتیم که عااااااااااااااااااااااااااشقشونم. گفتی پاشو بریم شیان. رفتیم و تو سکوت اونجا برات کلی حرف زدم. کلی درد و دل کردم. و بخشی از یواشکیهامو برات گفتم. بغلم کردی. چقدر این آغوش منو آروم میکنه. بهم گفتی بهش فکر نکن. بهم گفتی دوستم داری. بهم گفتی.......... و من بی سبب نیست که اینقدر دوستت دارم. وقتی منو رسوندی خونه ساعت 2 بعدازظهر بود. خیلی دیرت شده بود اما برعکس همیشه دیگه هیچی نمیگفتی. نمیگفتی دیرمه. نمیگفتی بدو برو شیطون دیرم شده. نمیگفتی بذار برم لعنتی دوست داشتنی. هیچی نمیگفتی. 

وقتی پیاده شدم از ماشینت  گفتی حواست هست دیگه بهت نمیگم برو! و من حواسم به همه چیزایی که به تو مربوط میشه شش دانگ هست.  رفتم تو خونه و هوای خونه برای نفس کشیدن تنگ بود. دلم نمیخواست تو خونه بمونم. دخترم رو برداشتم و رفتم خونه مامانم. تا جمعه عصر همونجا بودم. و جمعه با دلخوری اومدم خونه. راستش از تنهایی میترسم. وقتی رسیدم خونه، کلی گریه کردم بخاطر اینهمه تنهایی. بخاطر اینهمه تنهایی. آخر  شب جمعه آنلاین شدی تو گروه. اینقدر کمت داشتم که یه ریز تو قالب شعر برات از دلتنگیام میگفتم و تو هم یکم پا به پای من اومدی. بی صبرانه منتظر شنبه بودم. شنبه ای که صداتو، خودتو داشته باشم.  

صبح شنبه زنگ زدی و گفتی میرم چند تا امضا میکنم و بعدش هم میام ببینمت. دل تو دلم نبود. ساعت نه و نیم به من رسیدی. و من مثل همیشه مست مست بودم از بودن با تو. تقریبا همه کارامو گذاشتم زمین و دیگه به هیچ چیز فکر نمیکردم. کلی کار، کلی ارباب رجوع، جلسه با مدیر. ولی بهت گفتم حتی اگه امروز با وزیرمون هم جلسه داشتم میذاشتم کنار و بخاطر تو میومدم بیرون. تمام اون ساعتایی رو که روز شنبه باهم بودیم بوی عشق میداد. بوی عشق. اینا رو که بعدا بخونی خودت میدونی چی میگم. اما من دوباره با تو یکم غریبه شده بودم. بهت گفتم نباید بذاریم بینمون فاصله بیفته. بهت گفتم همیشه گفتم فاصله باعث میشه رابطه ها سرد بشه.  بهت گفتم یکم ازت خجالت میکشم.  

برات نوشتم:  

نبايد بذاريم بينمون فاصله بيفته
نميخوام هيچي از هم دورمون كنه
نميخوام روزاي خوب با تو بودنمو از دست بدم
نميخوام بآهات غريبه شم
دلم بي مرز ميخوادت
يه ...... گرم و مهربون
مثل اون ........ كه وقتي من نيستم بيقراره
دلم بيقراريهاتو ميخواد
اما نه با فاصله
دلم ميخواد كنارم باشي، تنگاتنگ
دوستم داشته باشي، زيااااااااااااد
اما بيقرار
دلم عاشقي كردن با تو رو ميخواد

برات نوشتم: 

و همه اينا به تو بستگي داره
بمون، اما خيلي عاشق
من دلم كلماتت رو هم ميخواد
براي من با كلمات عاشقي كن، اما تو عمل هم بهم ثابت كن
من ميخوامت زياااااااااااد
زيااااااااد
خودتم ميدوني. أونقدر كه وقتي ميبينمت همه چي يادم ميره 

اما امروز خیلی بهم ریختم. نمیدونم چرا حس میکنم تو یکم منو کم دوست داری. از صبح کلی برات بیقراری هامو نوشتم تو تلگرام. تازه خوندی. نوشتی جلسه ای. نوشتم بیام ببینمت؟ نوشتی نه . نوشتی حسابی درگیری. نوشتم باشه. 

اما دلتنگی این چیزا سرش نمیشه.  

دلتنگتم. زیاااااااااااااااد. منو خیلی دوست داشته باش. خیلی 

نیاز دارم به شنیدن صدای تو
اشتیاق به بودن در کنار تو
و درد سودا زده ای
از سر نبودن نشانه های باز آمدن تو

شکیبایی ، شکنجه من است
نیازی مبرم دارم به تو
به مهر تابناکت بر روز یخزده ام
به دست یاری دهنده ات بر زخم هایم
که راویشان هستم

آه ، نیاز ، درد ، اشتیاق
بوسه های پر دوامت ،
ناکامم بگذاری میمیرم با بهار... 

 

 عشق یعنی ، سینه ام در هر نفس ، درگیر توست...
بر پلاکم ، نام تو ، بر گردنم ، زنجیر توست....  

دلم تنگته ......................................................................

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد