دلم نوید یک اتفاق خوب رو میخواد که تو بهم بدی

دلم نوید یک اتفاق خوب رو میخواد که تو بهم بدی

طلوعت مرا به عمقِ رؤیاها می برد و به سرزمینِ احساس! در شب هایی که " خیال " تنها راه ِ با تو بودن است! از ماورای یک احساس قشنگ تپش های قلبت می شنوم چرا که من و تو یکی هستیم لبریزم از تنهایی... از ابتدای آن روز که غروبش تو آمدی و باران شوق بر گونه هایم بارید من در تو و در عمق چشم هایت در لا به لای گندمزار موهایت گُم شدم.... پروازم دادی.... رویاهایم را جان دادی دیوانگی ها با تو کردم به تو دلبسته شدم نه وابسته ...! که این خود نهایت دیوانگی است و باز شب می شود سکوتِ شب و ترسها و دلهره های من که پایان ندارد . .و می فهمم تو فقط برایم خیالی هستی دست نیافتنی

آره من واقعا به تو دلبسته شدم. اینقدر دلبسته که از نبودنت تب میکنم. دلم میخواد صبح که چشمو باز میکنم تو کنارم باشی. دلم میخواد کنارت درگیر آرامش بشم. دلم میخواد تا ته دنیا، تنهایی هام رو با تو قسمت کنم.

بقول فروغ دلم یه اتفاق خوب میخواد، یه خبر خوب از تو، نوید یه اتفاق خیلی خوب که تو راهه به زودی. این روزا دلم تو رو میخواد. تویی که بیایی و هیچوقت هم نری. همین....!

این روزها با نداشتنت هر لحظه بیشتر تو خودم میشکنم. از راه برس برای همیشه، شاید این بغض لعنتی فروبشینه و آروم شیم هممون............

 

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد