بيقرار توام و در دل تنگم گله هاست

بيقرار توام و در دل تنگم گله هاست

هنوز هم هيچ چيزي سر جاش نيست و دلشوره هاي من ادامه داره، سخت مضطربم ، تو اين مدت يكي دو بار هم با تو تا مرز خداحافظي رفتم، و طبق معمول تو همه چيز رو درست كردي، نميدونم چه مرگم شده، غروبها برام دلگير و غمگين تر از قبل شده، دلهره و اضطراب داره منو ميكشه، و من مجبورم خيلي چيزا رو با خودم بگم، با خودم درد و دل كنم، با خودم غصه بخورم و اين مابين چشمام هميشه پر از اشكه، اين روزها اينقدر بغضم رو قورت دادم كه دائم گلودرد دارم، تو رو دارم، اما تو رو خيلي بيشتر از اينها ميخوام، تو هستي اما انگار نيستي، سه روز تعطيلات رو رفتي سفر و من تنها بودم با دخترم، از سفر كه اومدي يه كليپ برام درست كرده بودي، به من گفتي همه راه رو با من بودي،  اين روزا هرچي ميگي و هر كاري ميكني ، ميگي خيلي معني داره،  متوجه باش، اما عزيز اين روزهاي من، من فقط يه چيز رو ميدونم و اون اينه كه دلم ميخواد با تو زندگي كنم، و تو حمايتم كني، دلم ميخواد كنارت يكم زن باشم، دلبري كنم، راستش دلم خانواده ميخواد، يه خانواده خوب و گرم ، همين، ..... 

گاهي أوقات به خدا ميگم يعني اين خواسته زياديه؟ 

به خدا ميگم خيلي مراقب من باش لطفااااااا

تقريبا رو هيچ چيزي تمركز ندارم

دلم يه روزي رو ميخواد كه وقتي اومدي ديگه نري.......... همين!  دوستت دارم لعنتي دوست داشتني من 

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد